ابراهيم عاملي ( موثق )

106

تفسير عاملي ( فارسي )

چو كنعان « 1 » را طبيعت بيهنر بود پيمبر زادگى قدرش نيفزود هنر بنماى اگر دارى ، نه گوهر گل از خار است و ابراهيم ز آزر « إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ » 46 مجمع : جبّائى گفته است يعنى پندت مىدهم تا نادان نمانى . تورات : سفر پيدايش از باب ششم تا دهم گفتگو از نوح است و كشتى سازى و جاى دادن خانواده ى خود و ازواج موجودات در كشتى كه بسيار نزديك بآيات و مطالب قرآن است و در باب هشتم كوه جودى را كوه آرارات نوشته است ، ولى مفسّرين ، نوشته‌اند : كوه جودى در موصل بوده است و در شام و غير آن نيز نوشته اند . عبده : در تاريخ بيشتر ملَّتهاى قديم طوفان نوح ياد شده است كه در بعضى آنها اختلاف با منقولات در سفر تكوين زياد است و در بعضى اختلاف كمتر است ، و از همه ى روايات گفتار تاريخ كلدانيها كه محلّ وقوع طوفان بوده است نزديكتر بتورات است ، و انگليسيها آجرى پيدا كرده بودند كه با خطَّ ميخى اين قضيّه بر آن نوشته بوده است و تاريخ آن مربوط بسال ششصد و بيست قبل از ميلاد بدوران سلطنت آشور بانيپال بوده است ، و آن هم منقول از نوشته ى قديمى بوده است كه از قرن هفدهم پيش از ميلاد يا جلوتر آن عصر نوشته شده بوده است ، كه در نتيجه معلوم مىشود اين تاريخ منقول بر كتيبه ى آجرى مربوط بدوران پيش از پيدايش تورات است و هم افلاطون از كاهنان مصر نقل كرده است كه آنها بسولون حكيم يونانى گفتند : از آسمان طوفانى فرود آمد كه سطح زمين را دگرگون كرد و چند نوبت بشر روى زمين هلاك شد و براى اين نسل از آثار و علوم آنها هيچ نماند ، و نيز از قدماى يونان نقل شده است كه طوفان تمام زمين را فرا گرفت و جز ( دوكاليون ) و همسرش كه نجات يافتند ديگرى نماند . و از قدماى فرس روايت شده است كه چون شرّ و فساد بوسيله ى اهريمن خداى شرور بر زمين زياد شد ، خداوند زمين را بطوفان غرق كرد . ولى مجوس اين را قبول نداشته‌اند و معتقد بوده‌اند كه طوفان فقطَّ در عراق تا حدود كردستان

--> ( 1 ) كنعان نام پسر ناصالح نوح است .